سکوت نامه گره می خورد نگاه هایشان درهم به هنگام در آغوش کشیدن یکی شدن گلوله شدن، کار را تمام می کند... تا فردا بازوانشان را می فشارند و باز دست جفا پیشه ی دهر، لگدمالشان می کند... باز که می گردند بوی کار بوی زحمت بویی عجیب، اتاق ها را در می نوردد... چیست این؟ (پاسخ در ادامه مطلب) یا علی گفتم البرز آب شد خسرو تشنه ،تشنه سیراب شد یا علی گفتم حق پیدا شد ناحق افتاده در تالاب شد امشب زنی تا صبح بیدار است و امشب مردی خفته امروز آسمان روستای خاکستری مرد را رازها گفته و فریاد آمد از زیر خاک: «چه سخت است» کنج اتاق زن بر ماسه های ساحل چمید فرش رنگ باخت که: «روزگار بد بخت است» چه سر به زیر بود مادیان پدر بزرگ و چه ترسناک بود تف سر بالا به سوی نور امشب زن ها می خوابند توی روستا سگها سمفونی شان را تقدیم کردند به زیبا شدن گل سر دختر بچه ای کور و رود آرام گرفت امشب مردها پای کوبند...
آخرین مطالب نويسندگان پيوندها ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]()
![]()
|
|||||||||||||||||
![]() |