سکوت نامه در این شهر جغجغه ها خاموش اند ماشین کوکی ها منزوی بادکنکها خاکستری و آدمک ها گمراهند... در شهر خردسالان هیچ کودکی بازی نمی کند برای همین است که من از فردا می ترسم... من در فکر یک سفرم سفری به خود طولانی، خاطره انگیز و ایده آل با این حال می دانم در آرزوی سفر خواهم ماند... پرپر شد درآسمان کوتاه این شهر . . . . . . . طفلک، کبوتر جلد بام بلند تو آخرین مطالب نويسندگان پيوندها ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]()
![]()
|
|||||||||||||||||
![]() |